ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1269
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
و چون فن موشح سرائى در ميان مردم اندلس رواج يافت و عموم اهالى به علت روانى نوع و زيبائى شكل و ترصيع اجزاى ( توازن كلمات ) اين گونه شعر ، از آن استقبال كردند ، تمام مردم « شاعران » شهرهاى گوناگون بدان سبك شعرها سرودند و به زبان محلى خود آن شيوه را تقليد كردند بىآنكه به اعراب ( حركات آخر كلمه ) مقيد باشند و فن نوى از آن ابداع كردند كه آن را بنام « زجل » ( تصنيف ) خواندند و تا اين روزگار هم آن شيوه را همچنان حفظ كردهاند و بر حسب مقاصد و مضامينى كه مىانديشند بدان اسلوب « زجل » ميسرايند . و از اين رو انواع قابل تحسين و شگفتى بيادگار گذاشتهاند ، و بر حسب زبان غير فصيح خود ( نسبت به زبان عربى مضر ) مجال وسيعى براى بلاغت در اين اسلوب بدست آوردهاند و نخستين كسى كه اين شيوه زجل سازى را ابداع كرده ابو بكر - ابن قزمان [ 1 ] است . و هر چند پيش از او هم ديگران در اندلس زجل سرودهاند ليكن شيرينى اسلوب . و قالبريزى متناسب معانى در الفاظ دلپسند ، و زيبائى تراكيب جذاب اين فن تنها در روزگار ابن قزمان [ 1 ] پديد آمده است و او در روزگار نقاب پوشان ( مرابطان ) ميزيسته و سرآمد و پيشواى كليهء زجلسازان بشمار ميرفته است . ابن سعيد گويد : « من ديدم زجلهاى ويرا در بغداد بيش از شهرهاى مغرب روايت ميكنند » . و هم گويد : و از « ابو الحسن بن جحدر اشبيلى » پيشواى زجلسازان اين عصر شنيدم كه ميگفت :
--> [ 1 - ) ] ابن قزمان : ابو بكر محمد وزير عبد الملك بن قزمان يا ابو بكر عيسى بن عبد الملك بن قزمان مغربى قرطبى . در جوانى به خدمت متوكل آخرين فرمانروا از بنى افطس در بطليوس پيوست و - سفرهاى چند در اندلس كرد و شهر اشبيليه و غرناطه را بديد و در غرناطه صحبت شاعره « نزهون » را ادراك كرد . موشحات بسيارى به زبان عامه داشته و نيز نوعى ديگر از شعر موسوم به زجل از اقتراحات اوست و آن قول و تصنيف گونهايست ديوان او بسال 1896 مسيحى مطابق 1313 در اروپا از نسخهء پتروگراد طبع و منتشر شده در قلائد العقيان فتح بن خاقان و تحفة القادم ابن ابار و كتاب الذخيرهء ابن بسام نام او مسطور است . وفات وى بسال 555 هجرى است ( از لغت نامهء دهخدا ) .